محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

24

اكسير اعظم ( فارسى )

تناول مشمش رطبست بر نهار و همچنين خوردن تريز يا خيار يا آلو ترش يا شفتالو . و اگر مشمش طب حاضر نباشد آب نقوع خشك آن را بر نهار بنوشند و بدين آب مضمضه نمايند و يا نقوع حامض استعمال نمايند و استعمال پست جو با شكر و آب برف يا ملج آميخته نيز مانع است . و ايضاً براى تطفيه حرارت معده آب انار بشكر سفيد و ترنجبين و يا تمر هندى به شيرخشت و ترنجبين و يا مارا رفيع شكر و آب تربوز بشكر سفيد بدهند يا بگيرند سكنجبين ساده ده درم و مع برف بنوشند و يا هر روز شيره عناب ده عدد و شكر سفيد ده درم و سويق شعير سه درم بياشامند و نقوع فواكه نيز نافع و غذا مزوره رمانيه يا حصرميه يا زر شكيه يا ريباسيه يا سماقيه و لحم بچه مرغ بخورند و شرب گلاب سر و صبح قبل از غذا مفيد بود . و كذا شرب و مضمضه بزرقطونا نافع و لحم سفيد اترج در بجز كه از حرارت بود و مجرب نوشتهاند و سعد سنبل عود گلنار صندل سفيد پوست ترنج قاقله رامك مساوى سائيده حبها به قدر نخود ساخته شب و روز يك حب در دهن دارند . و اگر به اين تدبير صلاح نيابد فصد كنند و مسهل صفرا دهند و يا استفراغ صفرا با آب انارين و هليله دقوق منقوع در آن يا نبقوع مقوى يا مطبوخ فواكه نمايند و استعمال حبوب صبر تير مفيد و غذاى او به اشياى غسال مبرو غير مستحيل به صفرا سازند و در اول صباح به خوردن آن مبادرت كنند تا حرارت معده بجوع مشتد نگردد و بعد از آن ربوب فواكه قابضه مثل رب سيب و به و شربت قوت بذدهند و نقوع آلو و اطرايفل گشنيز خورند و خوردن انار و امرود و به نيز نافع و از گل سرخ صندل سفيد هر واحد يك درم كافور و قيراط هليله هر يك سه درم پوست ترنج يك مثقال طباشير نيم درم كوفته بيخته با آب به و يا سركه و گلاب سرشته جهاد سازند و در دهن بگيرند و آب كاسنى و قرص زرشك و قرص كافورد اغذيه ترش از آب غوره سماق و زرشك و انار دانه و آب ليمو به غايت نافع است . و اگر سبب خلط بلغمى باشد اول به طبيخ تخم ترب و شبت و سكنجبين و نمك قى كنند بعده گلقند و سكنجبين آميخته بليسند و بر اطرفيل صغير يا گشنيزى و جوارش عود مداوم است نمايند . و اگر احتياج مسهل باشد از مسهل بلغم و حب ايارج تنقيه كنند و خوردن ايارج فقير الشبر بات متواليه نيز مفيد بود بعده مطبوخ دارچينى قرنفل دهند مصطكى سه ماشه و در اطرفيل اسطوخودوس يك توله آميخته بدهند و كثرت خوردن كرفس نافع و مصطكى و قاقله و قرنفل و كندر بخايند و عوز زنجبيل سعد كوفى كبابه كوفته بيخته بشهد سرشته حبها سازند و در دهن گيرند . يا اين حب در دهن دارند گل سرخ صندل هر واحد دو درم برگ ترنج يك درم عود نيم درم دارچينى سعد صعتر هر واحد يك مثقال سائيده به شراب يا گلاب سرشته حبها سازند و جوارش اترج بخوزرند و يا جوارشى كه از سك المسك قرنفل جوز بواكبابه ميل زنجبيل هر يك نيم جزو قرفه اطراف آس رطب آمله سعد سنبل پوست ترنج فقاح ذخر مصطكى هر يك يك جزو در مويز منقى دو چند همه معجون سازند و هر روز به قدر جوز با شراب ريحانيب يا گلاب بخورند و يا اطراف آس و ابهل و صعتر و جوز السرو مصطكى مساوى در مويز منقى سرشته صبح و شام به قدر جوز بخورند و برگ تنبول با فوفل و جوزبوا و قرنفل و عاقرقرحا خوردن خيلى مفيد . و انطاكى گويد كه اگر بجز متعلق از صدر و معده باشد تنقيه به مطبوخات مشتلبر سوسن و پر سياوشان و صندل و انيسون و برزمقلى كنند بعده سكنجبين مصنوع از سركه كه اندران مورد و مازود و غيره كه در قسم اول بهر مضمضه گفته شد بنوشند كه اين از مجربات خزاينست و از ادويه نافعه نيست كه بگيرند سك و خرقه و قرنفل سعد و سنبل و پوست ترنج و جوزبوا و عود هرو و قاقله مساوى و در گلاب كه در آن مشك حل كرده باشند و سرشته حبها سازند . و آنچه تجربه كرده ام اين است كه بگيرند عاقرقرحا لادن صمغ عربى صنوبر مصطكى قرنفل عود گشنيز مساوى و با آب عنصل تسقيه دهند تا سه چندان آن آب مذكور خشك كند بعده به صمغ عربى و نشاسته سرشته حبها سازند و هم او گويد كه اين معجون عحيب الفعل و النفع است در قطع بخار و بوى بداز دهن و معده دو بر آن جلاى صوت و هضم و تقويت و تطيب نكهت و سرخى لب و تشديد اسنان و لثه كند . و بالجمله منافع او در معده و دهن آن بسيار است بگيرند هليلجات برگ آس قرفه آمبله سعد سنبل پوست ترنج ففاح اذخر مصطكى هر واحد يك جزو سك قرنفل جوز بواكبابه قاقله كباز و زنجبيل هر واحد نيم جزو انيسون عود هندى گل سرخ صندل سفيد رامك بسبابه ماز و صمغ عربى برگ ترنج كندر صدف سوخته اطفاتر ابطيب فلفل طباشير سماق گل ارمنى مرواريد اشته بيخ سوسن جعد و تخم كرفس سميعه ابسه بساذج هندى نفاخ تمام كافور بقم هر واحد ربع جزو كوفته بيخته در گلاب و آب سيب و شراب خوشبو هر سه تر كرده پس عسل انداخته بر آتش ملايم حركت دهند تا به قوام آيد و تا مثقال بخورند و گاهى حب ميسازند و خوردن اطرفيلات و زنجبيل مربى نيز مفيد براى مطلق بجز استعمال برگ آس و جوز السرو صندل و عود و افسنتين سائيده به زيب و عسل سرشته مجرب است . و گاهى سداب و نعناع با تمام اضافه ميكنند . و گويند كه مداومت به خوردن قرصنعه قطع تجر كند و كذا طلاى جديد و در دهن گرفتن انتهى . قرشى و صاحب مغنى نوشيدن شربت ليمو با سكنجبين سفرجلى يا رمانى و ترك شوربا اغذيه چرب استعمال اغذيه مقطعه شل مالح و حريف و شرب ماء العسل يا ماء الشكر با آب گرم نافع نوشته . شيخ گفته كه بعده